تبليغاتX
کوهنورد
قله ناز با این حجم برف در پاییز......

بالای باغها

 ابتدای یال

صخره های زیر جانپناه

بازگشت از زیر جانپناه

پایین...!

 

+ نوشته شده توسط نوید عظیمی در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 12:17 |
چهارشنبه  86/8/1  ساعت  11  شب سوار اتوبوس هاي کرمانشاه شديم و ساعت  7  صبح به بيستون رسيديم و به طرف کافه آقاي شيرزادي حرکت کرديم .داخل کافه يک تيم از بچه هاي دانشگاه تهران و يک تيم هم از دوستان کرجي مستقر بودن.بعد از استراحت و تقسيم وسايل به سمت شکافي که درست روبروي کافه قرار دارد حرکت کرديم.يه شکاف  40  متري که جون ميده واسه ابزار گذاري.من سرطناب
شکاف رو صعود کردم خوشبختانه دوتا ميخ براي کارگاه وجود داشت و يه تسمه هم خودم گذاشتم رو کارگاه تا تکميل بشه و بعداً فهميدم اين ميخها رو مجيد قاسمي کوبيده.خلاصه بعد از صعود همطنابم مسير رو فرود اومديم و به سمت فرهاد تراش حرکت کرديم.

فرهاد تراش

از فرهاد تراش خيلي خوشم مياد يکي از مسير هاي فرهاد تراش رو صعود کرديم  واز زير کلاهک ميراژ فرود اومديم.بچه هاي دانشگاه تهران هم روي مسير هاري روست بودند.
بچه هاي کرج هم قصد داشتند با راهنماشون کام اژدها رو صعود کنند. دوباره به کافه برگشتيم و تا 
بعد از ظهر با آقا فرداد صحبت کرديم و غروب هم رفتيم آثار تاريخي رو ديديم  .
تو همين حين بچه هاي کرج تماس گرفتند و گفتند که طول آخر مسير هستند و فکر ميکردند که ادامه مسير رو گم کردند منم گفتم که بايد چند متر به سمت چپ تراورس کنيد تا بيفتيد تو مسير اصلي..... قرار شد که فردا مسير هاري  روست رو صعود کنيم.صبح ساعت  7  از خواب بيدار شديم و
مي خواستيم از پله اول صعود کنيم.براي رسيدن به پله اول بايد يک مسير طولاني رو دور مي زديم.من هم مسير رو دقيقا به خاطر نمي آوردم.وسطاي راه يه دره رو اشتباه رفتيم ويک دفعه جلومون  50  متر شکفاف  90  درجه ظاهر شد.چند بار اينور و اونور رو نگاه کردم ولي اطلا را نميداد تصميم گرفتم شکاف رو صعود کنيم.
من شکاف رو صعود کردم و يه کارگاه برقرار کردم تا همطنابم صعود کنه.طول بعدي  10  متر تراورس  داشت و به يک تاقچه بزرگ ميرسيد.اين طول رو با ابزار صعود کردم و حين صعود متوجه 
صحبت چند نفر در اطرافم شدم.بچه هاي دانشگاه تهران بودند .فهميدم که اگه  20  متر ديگه تراورس کنيم ميفتيم تومسير هاري روست.ولي اين کار رو نکردم

2طول ديگه هم صعود کرديم و به پله اول رسيديم و به سمت ادامه مسير هاري روست حرکت کرديم.ساعت حدود  1  بود که به ابتداي پله دوم رسيديم.بچه هاي دانشگاه تهران  هم با فاصله
از هم ديگه داشتند صعود ميکردند.طول اول رو بدون ابزار صعود کرديم.طول دوم يک مسير تنوره مانند است که چند نفر پاي آن منتظر صعود بودند.براي اينکه وقت از دست نديم تصميم گرفتم 
که از مسير اصلي منحرف بشيم و مسير سمت چپ تنوره که يک مسير بد قلق بود رو صعود کرديم

یه تيم همداني هم اضافه شده بود!!ديگه کم کم داشت حوصلم سر ميرفت.نزديک  1ساعت تو کارگاه معطل بوديم تا نفرات جلومون صعود کنند که ييهو من به همطنابم گفتم فرود ميريم.اولش يکم غر زد ولي بعد راضي شد.بعد از دوتا فرود  50متري به پله اول رسيديم و به سمت پايين حرکت کرديم .موقع پايين اومدن  بالاي بعضي از دست به سنگها رول  کوبيده بودند که من  جاي اونارو بلد بودم و اين باعث شد
زودتر به پايين برسيم.

ساعت  5  عصر وارد کافه آقاي شيرزادي شديم و شب فراموش نشدني اي را سپري کرديم.صبح هم به سمت کرمانشاه رفتيم و از آنجا توسط اتوبوس به کرج برگشتيم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:به علت بازی هایی که سرور میهن بلاگ در می آورد از این به بعد اینجا مینویسم.

+ نوشته شده توسط نوید عظیمی در سه شنبه 20 آذر1386 و ساعت 11:11 |